جنگ با صربستان
ارتش صربستان در تاریخ 12 آگوست حمله اتریش را در نبرد سر (SER) دفع نمود. خطوط دفاعی ارتش صربستان در جنوب رودخانه درینا و ساوا مانع عبور ارتش اتریش شد. 2 هفته نبرد برای اتریش حاصلی بجز تلفات انسانی نداشت و امید آنان را به یک پیروزی سریع از بین برد. نتیجه این نبرد ضعیف شدن ارتش اتریش در جبهه صربستان در برابر ارتش روسیه بود.
آلمان در جبهه غرب
سربازان آلمانی با خوشحالی در حال اعزام به جبهه فرانسه - بر روی واگن قطار نوشته شده است مسافرت به پاریس. آنها جنگ را یک شوخی و مسافرت تصور میکردند اما بسیاری از آنها از این مسافرت هرگز بازنگشتند
ارتش آلمان در جبهه غرب به بلژیک بی طرف حمله کرد. ارتش آلمان در ابتدای جنگ و در نبرد فرونتیرز که از 14 تا 24 آگوست طول کشید موفقیت های خوبی به دست آورد. اما حمله ارتش روسیه به پروس شرقی واقع در جبهه شرق، توجه آلمان ها را از جبهه غربی بسوی جبهه شرق منحرف نمود. آلمانها ارتش روسیه را در یک سلسله عملیات جنگی که به نبرد تاننبرگ مشهور شد و از 17 آگوست تا 2 سپتامبر طول کشید شکست دادند. این عملیات در جبهه شرقی موجب کاهش سرعت پیش روی پیش بینی شده توسط ستاد ارتش آلمان در غرب شد. بر اساس طرح شلایفن ارتش آلمان در جبهه غرب میبایست در جناح راست نیروی بیشتری برای تصرف پاریس اختصاص می داد. اما ژنرال مولتکه این نسبت را کاهش داد. ارتش فرانسه و نیروی کمکی انگلیس در نبرد سرنوشت ساز مارن موفق شدند ارتش آلمان را شکست دهند.
علت
این امر را باید هوشیاری فرمانده فرانسوی مامور دفاع از پاریس
ذکر نمود. این فرمانده نامی
کسی جز یک ژنرال بازنشسته و بیمار ارتش فرانسه موسوم به
ژنرال
گالینی نبود.
ژنرال گالینی
یکی از باسوادترین افسران ارتش فرانسه محسوب میشد که تسلط کامل
به زبانهای آلمانی و ایتالیائی داشت.
او با عینک پنسی و جثه ضعیف خود
بیشتر شبیه به یک استاد دانشگاه بود تا یک افسر بلند پایه.
زمانی که حکومت فرانسه پاریس را در
آستانه سقوط دید ضمن تخلیه این شهر ژنرال گالینی را به خدمت
فراخواند.
او که از بیماری رنج میبرد پس از کسب دستور برای دفاع از پاریس یک اطلاعیه منتشر نمود که متنی بسیار مختصر و قاطعانه داشت. در این اعلامیه آمده بود:
دولت فرانسه مرا مامور دفاع از پاریس نموده است و من مصمم هستم این ماموریت را به شکلی موثر اجرا نمایم.
این در حالی بود که ارتش آلمان تا پاریس راه زیادی نداشت. ژنرال گالینی پس از شروع بکار بلافاصله نیروهای احتیاط و ذخیره خود را فراخواند و شروع به جمع آوری اطلاعات نمود. نیروهای او از جیب یک سرباز کشته شده آلمانی پیغامی یافتند که حاوی دستور ژنرال مولتکه به نیروهای تحت امر خود و چگونگی اجرای عملیات بود. گالینی که به زبان آلمانی تسلط داشت پس از خواندن این نقشه به جزئیات آن پی برد و بلافاصله با ژنرال ژوفر فرمانده کل ارتش فرانسه که نیروهای او اکنون درحال عقب نشینی دائم بودند تماس گرفت و او را از ماجرا مطلع نمود.
ژوفر
نیز بلافاصله با
هربرت کیچنر وزیر جنگ بریتانیا
که در این زمان در فرانسه حضور داشت
دیدار نمود و از او خواست
ژنرال جان فرنچ فرمانده ارتش انگلستان را به توقف عقب نشینی و
حمله به نیروهای در
حال پیش روی آلمانی متقاعد کند.
اگر چه فرنچ در ابتدا این درخواست
را رد مینمود اما بر اثر اصرارهای ژوفر قانع شد به نیروهای
آلمانی حمله کند. همزمان
گالینی دستور داد تا تمام تاکسی های موجود در پاریس برای اعزام
سربازان فرانسوی به خط جبهه جمع آوری گردند.
نام این ارتش به ارتش تاکسی سوار
مشهور شد. حمله همزمان
نیروهای فرانسوی و بریتانیا در کرانه رودخانه مارن نزدیک پاریس
به نبرد اول مارن معروف شد.
این نبرد از 5 تا 12 سپتامبر 1914 بطول انجامید و شکست آلمان را به همراه داشت در نتیجه این نبرد قوای دول مرکز (یعنی آلمان و اتریش) امکان یک پیروزی سریع و توان جنگ در دو جبهه را از دست دادند. ارتش آلمان پس از عقب نشینی موفق شد مواضع پدافندی خود را تقویت و بیش از 230 هزار نفر به ارتش مشترک فرانسه و بریتانیا تلفات وارد نماید. اما مشکلات ارتباطی و تصمیمات نادرست فرماندهی سبب شد امکان یک پیروزی سریع از دست برود.
آسیا و پاسفیک
در این محدوده جغرافیائی نیوزلند در 30 آگوست سوموآی آلمان را متصرف شد (این مستعمره آلمان قبلا با نام سوموآی غربی شناخته می شد). در 11 سپتامبر ناوگان اعزامی استرالیا جزیره نیو پومرن که قبلا قسمتی از گینه نو آلمان بود، را متصرف شد. ژاپن جزایر میکرونزیا را متصرف شد و پس از نبرد تسینگاتو، منطقه کوئینگادو در چین را که جزو متصرفات آلمان در چین بود را تصرف نمود. در مدت چند ماه تمام متصرفات آلمان در پاسفیک از دست آن کشور خارج شد.
جنگ در آفریقا
اولین برخوردهای نظامی میان طرفین در جنگ در قاره افریقا روی داد. جائیکه مستعمرات آلمان، بریتانیا و فرانسه در آن واقع بود. در ماه آگوست قوای انگلستان و فرانسه به توگو که مستعمره آلمان بود حمله کردند. در 10 ماه آگوست قوای آلمان مستقر در جنوب غربی آفریقا به مستعمرات انگلستان در آفریقای جنوبی حمله کردند. این حملات بصورت پراکنده در طول جنگ ادامه داشت.
جنگ خزیده
تاکتیک های جنگی قبل از آغاز جنگ اول جهانی از همگامی با رشد سریع تکنولوژی بازماند. نتیجه این عدم هماهنگی میان تکنولوژی و تاکتیک های جنگی در ساختار سیستم دفاعی قابل توجه بود. تا این تاریخ تاکتیک های جنگی در بیشتر جنگها قابلیت ایجاد شکاف در جبهه دشمن را نداشتند. سیم خاردار یک عامل مهم و موثر در جلوگیری از هجوم انبوه پیاده نظام بود. ترکیب توپخانه و مسلسل پیشروی در زمین صاف و مسطح را بسیار سخت کرده بود.
آلمان ها گازهای شیمیائی را تولید کردند که این سلاح به زودی توسط هر دو طرف درگیر در جنگ مورد استفاده قرار گرفت اما این سلاح هرگز نتوانست یک پیروزی قطعی را موجب شود. این سلاح نتیجه سرشت حیوانی بشر بود که موجب مرگ آرام و دردناک مجروحین می شد. همچنین این گازها مهمترین عامل ایجاد ترس و وحشت در جنگ بود. فرماندهان طرفین از تصرف سنگرهای دشمن بدون تحمل تلفات زیاد ناکام بودند بنابراین تکنولوژی به کمک ارتش های متخاصم آمد و سلاح های جدیدی مانند تانک وارد عرصه نبرد شد. بریتانیا و فرانسه مهمترین ارتشهای استفاده کننده تانک بودند و آلمان ها تعداد محدودی تانک طراحی کردند و نیز تعدادی تانک از متفقین به غنیمت گرفتند که بر ضد خود آنان استفاده شد.
پس از نبرد اول مارن هر دو طرف در گیر شروع به عملیات احاطه ای (دورانی) بر ضد قوای متخاصم نمودند و این نوع تاکتیک ار تاکتیک غوطه در دریا (عملیات شناور) نام نهادند. ارتش های فرانسه و بریتانیا به زودی خود را با خندقهای حفر شده توسط قوای آلمان که از لورن تا دریای مانش امتداد داشت روبرو دیدند. بریتانیا و فرانسه در جستجوی راهی برای تصرف مناطق اشغالی توسط آلمانها بودند. از دیگر سو خندقهای حفر شده توسط آلمانها بسیار بهتر ازخندقهای متفقین بود. قوای مشترک بریتانیا و فرانسه به دلیل اینکه جنگ را موقت میدانستند خندقهای خوبی حفر نمیکردند اما آلمانها چون در اندیشه ابقا در سرزمینهای اشغالی بودند خندقهای بهتری حفر نمودند. هر دو طرف سعی نمود با کمک تکنولوژی بن بست در جنگ را از بین ببرد.
در آوریل سال 1915 و در جریان جنگ دوم ایپرز آلمانها گاز سمی کلرین را برای نخستین بار در جبهه ای به طول 6 کیلومتر بکار بردند و شکافی به همان وسعت در خط جبهه متحدین ایجاد نمودند اما قوای کانادا موفق شد این شکاف را پر نماید. در جنگ سوم ایپرز ارتش مشترک کانادا و آنزاکها (آنزاک نام دیگر سربازان استرالیائی بود که در جریان جنگ اول و دوم جهانی استقامت و قدرت زیادی از خود به نمایش گذاشتند). موفق به باز پس گیری روستای پسچندئال (PASSCHENDEALE) شدند.
ارتش بریتانیا در روز 1 جولای 1916 و در جریان روز اول جنگ سومه با تعداد 19.240 کشته و 57.470 زخمی خونین ترین روز تاریخ جنگهای خود را سپری نمود. قسمت اعظم این تلفات در ساعات نخستین حمله رخ داد. جنگ سومه برای بریتانیا تلفاتی در حدود نیم میلیون نفر به همراه داشت. در طول دو سال بعد جنگ هیچکدام از طرفین درگیر نتوانست یک پیروزی قطعی به دست آورد و قوای طرفین در خندقهای خود به یک جنگ فرسایشی ادامه میدادند. به همین دلیل این دوره از جنگ را که یک دوره سکون در خندق محسوب میشد را دوره جنگ خزیده نام نهاده اند. در این دوره آلمانها در تمام طول سال 1916 در وردن به یک ناکامی بزرگ همانند آنچه در نبرد سومه برای بریتانیا رخ داد دست یافتند. این جنگ ارتش فرانسه را در آستانه فروپاشی کامل قرار داد. حملات به خطوط جبهه توسط هر دو طرف درگیر به علت قدیمی بودن متدها صرفا یک تلاش بیهوده بود. در جریان نبرد نیول سربازان فرانسوی و بریتانیائی به شکلی گسترده شورش نمودند و از جبهه فرار کردند.
در طول سالهای 1915 الی 1917 قوای مشترک بریتانیا و فرانسه به دلیل پافشاری فرماندهان بر تاکتیکها و استراتژی های قدیمی خود مبتلا به تلفات شدیدتری نسبت به آلمان شدند. در سطح استراتژیک تنها زمانی که علائم حمله آلمانها به وردن آشکار شد متفقین تلاش نمودند خطوط آلمانها را بشکنند. اما در سطوح تاکتیکی، استراتژی دفاعی آلمان، دفاع در عمق بود بنابراین آنان به جنگ خندق ادامه دادند. ارتش آلمان با ترکیب آتش توپخانه، بکار گیری وسیع مسلسل و خندق هرگونه حمله ای را با موفقیت دفع میکردند. در یک دوره معین از جنگ تلفات انسانی برای حمله به همان اندازه بود که دفاع میتوانست داشته باشد.
ژنرال لودندورف در دفتر خاطرات روزانه خود در 25 آگوست 1917 و در دومین فاز جنگ فلاندرز مینویسد:
ما بهای سنگینی پرداخت کردیم . جنگ از لحاظ تلفات انسانی در جبهه فلاندرز و وردن بسیار پرهزینه بود. سربازان ما علیرغم فشار زیادی که ما به آنان وارد میکردیم کمابیش ناتوان بودند. در بعضی از نقاط آنان هیچ قدرتی از خود نشان ندادند. دشمن عادت نموده بود که بر اساس شیوه ما دست به حمله متقابل بزند. من در درون خودم با خود یک کشاکش وحشتناک دارم. در یک رویاروئی مهم در غرب آنها به طور جدی جلوی نقشه ما را در جای دیگر میگرفتند. سربازان ما به دلیل عدم اطمینان به ما تلفاتی بسیار بیش از آنچه انتظار میرفت را دچار شدند.
در حدود بیش از 800 هزار سرباز بریتانیائی در جبهه غرب حضور داشتند. 1000 گردان خط جبهه ای بطول دریای شمال تا رودخانه اورن در مرز آلمان و فرانسه را تشکیل میدادند که شامل 9600 کیلومتر و با 5.965 مایل از خندقها بود. هر گردان یک هفته در خط جبهه قرار داشت و سپس برای تجدید قوا به پوپرینگ در مرز بلژیک و یا به آمیان در فرانسه منتقل میشدند.
در سال 1917 مهمترین پیروزی ارتش بریتانیا در جنگ آراس (واقع در شمالی ترین نقطه فرانسه) با تصرف تپه های استراتژیک ویمی که دارای معادن ذغال سنگ نیز بود، حاصل شد. این تپه ها توسط واحدهای کانادائی که تحت امر سر آرتور سوریه و جولیان بینگ قرار داشتند، تسخیر شد. برای اولین بار در جنگ یورش به وسیله واحدهای انبوه و تقویت سریه آنها، منجر به یک پیروزی گردید.














